تبلیغات
دست هایی که میبخشندپاکتر ازلب هایی هستند که دعامیخوانند - سه آرزوی خانم
 
دست هایی که میبخشندپاکتر ازلب هایی هستند که دعامیخوانند
کوروش بزرگ
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : arsalan gholami
نویسندگان
نظرسنجی
شما تطرفدار کدام تیم هستید؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه 18 آبان 1390 :: نویسنده : arsalan gholami

خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود. ضربه ای به توپ زد که باعث پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد. خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان ....

به ادامه مطلب مراجعه کنید

با صحنه ای روبرو شد
قورباغه ای در تله ای گرفتار بود. قورباغه حرف می زد! رو به خانم گفت؛ اگر مرا از بند آزاد کنی، سه آرزویت را برآورده می کنم.
خانم ذوق زده شد و سریع قورباغه را آزاد کرد. قورباغه به او گفت؛ نگذاشتی شرایط برآورده کردن آرزوها را بگویم. هر آرزویی که برایت برآورده کردم، 10 برابر آنرا برای همسرت برآورده می کنم!
خانم کمی تامل کرد و گفت؛ مشکلی نیست.
آرزوی اول خود را گفت؛ من می خواهم زیباترین زن دنیا شوم.
قورباغه به او گفت؛ اگر زیباترین شوی شوهرت 10 برابر از تو زیباتر می شود و ممکن است چشم زن های دیگر بدنبالش بیفتد و تو او را از دست دهی.
خانم گفت؛ مشکلی نیست. من زیباترینم، شخص دیگری در چشم او بجز من نخواهم ماند. پس آرزویش برآورده شد.
بعدازآن گفت که من می خواهم ثروتمند ترین فرد دنیا شوم . قورباغه به او گفت شوهرت 10 برابر ثروتمند تر می شود و ممکن است به زندگی تان لطمه بزند.
خانم گفت؛ نه هر چه من دارم مال اوست و آن وقت او هم مال من است. پس ثروتمند شد.
آرزوی سومش را که گفت قورباغه جا خورد و بدون چون و چرایی برآورده کرد.
خانم گفت؛ می خواهم فقط به یک حمله قلبی خفیف دچار شوم

میدانید چه شد :شوهر خانم به سکته قلبی 10برابر خفیف تر مبتلا شد





نوع مطلب :
برچسب ها :



 
   

Powered by Abzarak.com